
-2 بخش
دوم: رسانه و اعتماد مخاطب
2-2-1 اعتماد به عنوان پدیده
ای مهم:
مفهوم اعتماد در علوم اجتماعی، برای بیان و تشریح رابطه میان دو طرف ارتباط استفاده میشود:
کسی که اعتماد میکند و کسی که مورد اعتماد قرار میگیرد.
هر دو طرف هدفمند در نظر گرفته میشوند و قصد برطرف کردن نیازهای خود را دارند (Coleman,
1990, 96). همچنین همهی تعاریف اعتماد (برای مثال، Bradach & Eccles,
1989; Fenton, 2000; Gambetta, 1988) بر این نکته تأکید دارند که برای برقراری
اعتماد، طرف اعتماد کننده باید کمیتردید و دو دلی داشته باشد. به زعم سلیگمن، زمانی
که اعتماد برقرار میشود، شخص اعتماد کننده هیچ راهی برای بررسی اهداف و ویژگیهای
شخص اعتماد شوند در اختیار ندارد. علیرغم زیانهایی که اعتماد کننده را تهدید میکند
(Coleman, 1990)، اعتماد انتظار و توقعی است که در اثر
تعامل با شخص اعتماد شونده به دست میآید. با قرارگرفتن شک و تردید در این موقعیت،
اعتبار به عنصری مرکزی در اعتماد تبدیل میشود. بنابراین راتر اعتماد را
چنین تعریف میکند: "انتظار یا توقعی که یک فرد یا گروه در قبال حرف، قول،
گفتهها و نوشتههای فردی دیگر میتواند داشته
باشد و به آن اتکا کند. مفهوم اعتماد، کلیدی برای درک
ما نسبت به رفتارهای انسانی متفاوت است. برای روانشناسان، اعتماد پیش نیاز بنیادین
برای هر سازواره ی اجتماعی انسان مدار است. (Eisenstadt & Roniger,
1984). بدون وجود سطوحی از اعتماد،
رفتارهای جمعی "کنش پذیری" لازم را نخواهند داشت (Frank,
1988; Orbell & Dawes, 1991). سیاستمداران دریافته
اند که اعتماد میان فردی و سازمانی با مشغلههای شهرنشینی (Putnam,
1993) و رفتارهای خاص سیاسی مثل پرداخت مالیات در ارتباط است (Scholz & Lubell,
1998). به عبارت دیگر، میزان ناچیز اعتماد سیاسی تا حد اندکی قادر به
پیشبینی رفتارهای قابل تشریح برای نظام سیاسی خواهد بود، مثل "شرکت در
اغتشاشات" (Gamson, 1968; Paige, 1971). روانشناسان دریافته
اند که بی اعتمادی با نگرانی، بیماری و تشویش همراه است (Mirowsky, 1986 & Ross). در روانشناسی اجتماعی، اعتماد با کار گروهی در ارتباط است (Porter, 1996 & Lilly). با در نظر گرفتن اعتماد به عنوان یک سرمایه اجتماعی (Putnam,
1993)، این نکته قابل پذیرش است که
اقتصاددانان، اعتماد را یک عامل مهم در تسهیل فعالیتهای اقتصادی مختلف میدانند
(Cummings & Bromiley, 1996; Lorenz, 1999).
همچنین اعتماد، در علومی همچون مردم شناسی، روابط بین الملل،
تاریخ، زیست شناسی اجتماعی و همین
طور در مدیریت و آموزش و پرورش و بهداشت به عنوان متغیری مستقل به حساب میآید. به
طور خلاصه، اغراق نیست اگر بگوییم اعتماد تقریباً در تمامیتعاملات انسانی نقش
مهمی ایفا میکند. این بدان مفهوم است که اعتماد تقریباً در تمام جنبههای زندگی
اجتماعی، پیامد و نتایجی به دنبال خواهد داشت. پس چرا نباید بررسی کنیم که آیا
اعتماد به رسانههای خبری، الزامی برای مصرف رسانه ای و واکنش به رسانههای خبری
در پی خواهد داشت، یا خیر؟ در واقع جالب است که با در نظر گرفتن نقش اساسی اعتماد
در علوم اجتماعی، بی اعتمادی در رسانه توجه چندانی به خود جلب نکرده است.
2-2-2 پیشینه تاریخی مفهوم اعتماد:
به لحاظ تاریخی، همواره اعتماد به منزله
اعتماد یک سویه نظیر اعتماد زیردست به بالاست، اعتماد محکوم به حاکم، اعتماد ضعیف
به قوی و .... مطرح بوده است به نحوی که نقش اعتماد به تأسیس و بقاء نظام های دانش
تجربی به معنای واقعی اش به منزله تمدن بزرگ مرتبط است که بدین وسیله شرایطی را
اعطا می کند که دیگران (کشورهای قدرتمندتر) می توانند افکار ما را تحت سیطرۀ خود
در آورده و از آن طریق انتظار وضعیتی را داشته باشیم که ما را به استعمار آنها
(کشورهای ضعیف تر) مجاز سازد، قدیمی ترین تعاریف از اعتماد را در نظریه های
افلاطون و ارسطو سپس به طور مشروح در نظریات هابز و لاک روسو (در زمینه های فلسفی)
می توان جستجو کرد. تأکید بر اعتماد به منزله عنصر اساسی رفاه متقابل ما و فراتر
از آن به عنوان یک بعد از جنبه های ارزندۀ زندگی، هم در علوم سیاسی و هم ستون
جامعه شناسی «مفهومی مشترک» است، زیرا بدون وجود اعتماد زندگی اصلاً امکان پذیر
نیست. در علوم سیاسی به ویژه در قرون معاصر توکویل نیز سهم بسزایی در پرورش اعتماد
بر عهده داشته است (پورمحمدی، 1377، 5).
2-2-3 مخاطب:
امروزه بحث درباره
مخاطبان بخصوص درموج معاصر جهانی شدن جدیترشده است. در دنیای حاکمیت پیام و اطلاعات باید نخست مخاطبان را شکل داد
و سپس آنان را به استفاده از رسانه وادار کرد. مخاطب، هدف هر کوشش رسانهای است و
باید نخست ترغیب و سپس قانع شود که رسانه در خصوص علاقه و نیاز او پیام میدهد.
مخاطب و رسانه بر هم تأثیر میگذارند. مارشال مک لوهان معتقد است که خود رسانه،
مخاطب را مینوازد. براساس اظهارات مک لوهان میتوان گفت که مخاطب مرکز توجه و فعالیت رسانهها است. « هلیوین و فلور » و « ساندرابال راکیچ » به عنوان دو جامعه شناس قصد داشتند تأثیر پیام رسانهها بر مخاطب و چگونگی
کارکرد مخاطب در قبال مضمون و پیام را مورد بررسی قرار دهند. چشم انداز گوناگون
ویژگیهای فردی، چشمانداز قشرهای مختلف جامعه و چشمانداز روابط اجتماعی، ما را
به این باور میرساند که مخاطب تودهوار یگانه در برابر رسانه بیمعنی است.
مخاطب کسی است با
گرایشهای ویژه، تجربههای بخصوص، تأثیرپذیر از عوامل گوناگون و دارای نیازها و
علایق مختلف. مخاطبان بسته به عوامل فردی و اجتماعی، آن بخش از مجموعۀ مضمون یا
پیام رسانه را جذب میکنند که خود میخواهند نه بخشی را که پیام رسان در نظر دارد
(قاضی زاده، 1380، 97 )
تاریخ رسانههای جمعی نشان میدهد که مخاطبان میتوانند هم
برآمده از خود جامعه باشند و هم از رسانهها و محتوای آنها براساس نگرش نخست، میتوان
رسانهها را پاسخی دانست به نیازهای عمومی یک جامعۀ ملی، اجتماعی محلی، یا گروه
اجتماعی متقدم. در این نگرش، رسانهها همچنین در پی پاسخگویی به خواستههای مشخص
و مورد تأکید مجموعههایی از افراد ـ نظیر صاحبان مشاغل، جوانان هواداران یک ورزش
خاص و غیره هستند. در دیگر سوی، اگر مخاطبان را آفریدۀ رسانهها بدانیم در آن صورت
خواهیم دید که آنها در پی یک فنآوری جدید مانند اختراع فیلم رادیو یا تلویزیون پا
به عرصه هستی گذاشتهاند یا اینکه به دنبال تأسیس یک کانال جدید به دور آن جمع
شدهاند. مطابق این نگرش میتوان از «مخاطبان تلویزیونی» یا «مردمان سینما رو» و
یا از خوانندگان یک روزنامۀ خاص یا بینندگان پروپا قرص یک کانال تلویزیونی محبوب
سخن گفت. چنین است شکلگیری مخاطبان خاص به دنبال رواج یک شکل یا نوع جدید از محتوی
یا یک اجرای بسیار جذاب که معمولاً هم با بازاریابی و تبلیغات زیاد تقویت میشود.
رسانهها برای این منظور ممکن است از تقاضاهای خود انگیختۀ مردم استقبال کنند. یا
اینکه گروهها، نیاز ما و علایق احتمالی را قبل از ظهورشان شناسایی کنند (مک کوبیل،
1380، 40-39) برقراری ارتباط با مخاطب هدف اصلی و عمده هر رسانه جمعی میباشد. این
ارتباط در صورتی زود و به موقع برقرار شده و شدت مییابد که فعالیت آن رسانه اولاً
مبتنی بر شناخت کم و بیش مخاطب و نیازهای او باشد و ثانیاً در تهیه و انتشار آن،
از اصول و شیوه های علمی بهرهگیری شود (رسانه، 1369، 3)