
وظایف
رسانه های خبری:
نیازهای روزافزون گروههای وسیع انسانی به استفاده از وسایل ارتباط جمعی برای این وسایل وظایف اجتماعی متعددی پدید آورده است.
یکی از مهمترین وظایف رسانه های خبری، اطلاع رسانی، هوشیارسازی و گسترش دانش و اطلاعات مخاطبان در زمینه هایی است که امکان دسترسی و تجربه مستقیم از رویدادها و موضوعهای مختلف برای آنها فراهم نباشد. در بین سازمانها و نهادهای گوناگونی که در جامعه فعالیت میکنند، وظیفه جمعآوری، تدوین و انتقال اطلاعات و تأمین نیازهای مخاطبان در زمینه های مختلف بر عهده رسانههای خبری است. دنیایی که در آن زندگی میکنیم در بسیاری از موارد دور از چشم و ذهن ماست. این دنیا را باید شناخته، تبیین و متصور کرد. آنچه در صحنه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رخ میدهد، برای همه مردم قابل دسترسی یا تجربه مستقیم نیست. وسایل ارتباط جمعی با ارائه اخبار و اطلاعات گوناگون –آگاهانه یا ناخودآگاه- میکوشند به شکلگیری ذهنیات ما از محیط اطراف کمک کنند.
ارائه اطلاعات درست به منظور دستیابی به واقعیتهای محیط اطراف با وجود عوامل گوناگونی که در فرایند انتقال اطلاعات از رویداد تا خواننده وجود دارد، کار سادهای نیست، عوامل مختلف "درون سازمانی" و "برون سازمانی" بر این فرایند تأثیر متقابل دارند.
در سالهای اخیر، تأکید تازهای بر مفهوم "شکل گیری واقعیتهای اجتماعی" به عنوان یکی از مهمترین آثار اجتماعی پیامهای ارتباطی مورد بررسی پژوهشگران قرار گرفته است. امروز سوال این نیست که وسایل ارتباط جمعی چگونه بر نگرشها، اعتقادات، باورها و رفتارهای مخاطبان تأثیر میگذارند، بلکه سوال این است که رسانه ها چه کمکی به تبیین مخاطبان از محیط اطراف خود میکنند و چگونه میتوانند مشارکت آنان را در برنامه های توسعه جلب کنند. در اینجا فرض بر این است که رسانه ها میتوانند با تأکید و برجستگی انتخابی خود بر ارزشها، هنجارها و رویدادهای گوناگون به شکلگیری ادراکات و ایجاد انگیزه برای مشارکت همگانی کمک کنند. پژوهشگران علوم ارتباطات در پنجاه سال اخیر، به گونه های مختلف رسالت و وظایف ارتباط جمعی را تبیین کردهاند. از نظر این پژوهشگران، ارتباط موفق در صورتی انجام میشود که بین اهداف پیامدهندگان و پیامگیران وجوه مشترکی وجود داشته باشد:
اهداف پیامدهندگان |
اهداف پیامگیران |
1- اطلاع و آگاهی |
1- آگاهی از تهدیدها و فرصتها، شناخت محیط اطراف، شناخت واقعیتها، دستیابی به تصمیمگیری. |
2- آموزش |
2- کسب مهارتها و دانش لازم برای انجام وظیفه در جامعه، یادگیری ارزشها، رفتارها و نقشهای مناسب برای پذیرش در جامعه. |
3- ترغیب و اقناع |
3- رسیدن به تصمیمگیری، انطباق ارزشها، رفتار و نقشهای قابل پذیرش در جامعه |
4- تفریح و سرگرمی |
4- لذت بردن، استراحت و سرگرمی، گریز از مسائل روز. |
نقش رسانه های خبری را میتوان چنین برشمرد:
1- تهیه و تنظیم و ارائه خبرها و گزارشهای صحیح درباره وقایع مهم کشور و جهان:
رسانه های خبری باید کوشش کنند تا تصویر جامع و کاملی از آنچه در دنیا میگذرد در اختیار خوانندگان، شنوندگان و بینندگان خود قرار دهند تا آنان بتوانند با داشتن اطلاعات درست تصمیمهای آگاهانهای در زمینه های مختلف زندگی خود بگیرند.
2- حمایت از حکومت قانون و ناظر بر اجرای درست و دقیق قوانین:
در انجام این وظیفه، رسانههای خبری به عنوان رکن چهارم حکومت باید خادم مردم و ناظر بر کارها و تصمیماتی که در کشور جریان دارد، باشند و از این راه همواره مسئولان و مردم را از جریان امور آگاه کنند.
3- ایجاد محیط مناسب برای برخورد عقاید گوناگون:
تنها در محیطی که عقیدهها و نظرهای گوناگون بتوانند با یکدیگر مبادله شوند، امکان رشد و توسعه سیاسی و حکومت مردم بر مردم فراهم میشود. وسایل ارتباط جمعی، باید بستر مناسب این محیط را فراهم کنند.
4- فراهم کردن زمینه آموزش مداوم برای بزرگسالان:
وسایل ارتباط جمعی میتوانند به بزرگسالان که محیط کلاس و مدرسه را ترک کردهاند، اطلاعات جدید در زمینههای علوم و فنون ارائه دهند. برای بسیاری از مردم، رسا نه های خبری به عنوان یک منبع اصلی برای تماس با دنیای عقیدهها، نظرها و کشفیات تازه محسوب میشوند. از طریق وسایل ارتباط جمعی است که مردم میتوانند از نوآوریها آگاه شوند.
5- کمک به رشد فکری و فرهنگی جامعه:
وسایل ارتباط جمعی، به عنوان مکمل مدارس و دانشگاهها، میباید در رشد فکری و معنوی افراد جامعه در شناخت مسائل و موضوعات روز، احیای هویت فرهنگی و ایجاد مسئولیت اجتماعی در مردم نقش ویژهای داشته باشند.
6- فراهم کردن سرگرمیهای آموزنده:
وظیفه رسانه های ارتباطی در انجام این وظیفه یکسان نیست. در انجام این امر، رسانه های ارتباطی میباید همواره جنبه آموزشی را در نظر داشته باشند و از بدآموزی پرهیز کنند.
7- ایجاد روحیه مشارکت و همکاری با برنامههای توسعه بخش:
با ارائه گزارشهای تحقیقی و انتقادی، رسانههای خبری باید روحیه مشارکت و همکاری مردم را با برنامههای توسعه ایجاد کنند و آنان را در اجرای برنامههای توسعه سهیم بدانند (بدیعی و قندی، 1382، 417-420).